Document Type : Original Article
Authors
1 M.A. Counselling, University of Isfahan, Isfahan, Iran
2 Assistant Professor of Counselling, Faculty of Educational Sciences and Psychology, University of Isfahan, Isfahan, Iran
Abstract
Keywords
مقدمه
اهمالکاری[1] یکی از مشکلات گریبانگیری است که بهطور کلی، عملکرد افراد را بشدت تحت تأثیر قرار میدهد. واژه اهمالکاری، معادل تعلل، تنبلی و سهل انگاری دانسته شده است (الیس و نال[2]، 1382). با وجود این، بین اهمالکاری و تنبلی تفاوتهایی قائل شدهاند؛ از جمله اینکه فرد تنبل نسبت به انجام کار بیمیل و بیانگیزه است؛ ولی فرد اهمالکار، خود را مشغول فعالیتهای غیرضروری دیگر میکند تا از انجام فعالیتی که اکنون اولویت دارد، اجتناب کند. معادل لاتین واژه اهمالکاری از دو بخش تشکیل شده است: "pro" به معنی «جلو» و «پیش» و "crastinus" به معنی «فردا» و به گونه تحتالفظی به معنی « تا فردا» است (استیل[3]، 2007). اهمالکاری پدیدهای شناختی، عاطفی و رفتاری است و برای آن انواع مختلفی؛ از جمله اهمالکاری تحصیلی، اهمالکاری در تصمیمگیری، اهمالکاری روانرنجورانه، و اهمالکاری وسواسگونه مشخص شده است (نامیان، 1390).
گرچه اهمالکاری میتواند در هر زمینهای رخ دهد؛ ولی نوع برجسته آن اهمالکاری تحصیلی[4] است که به معنی تمایل غیرمنطقی برای تأخیر در شروع یا کامل کردن یک تکلیف است. با اینکه دانشآموز قصد انجام تکلیفی را دارد، نمیتواند انگیزه کافی برای انجام آن را در خود ایجاد کند (فراری، 1998) و مشغول فعالیتهای غیرضروری و لذتهای زودگذر میشود (سپهریان،1390 ). میزان اهمالکاری در بین دانشجویان دانشگاه از 46 درصد تا 95 درصد متغیر است (کرمی، 1388). در ایران، کرمی (1388) آمار اهمالکاری را 61 درصد گزارش نمود. بتازگی جدیدی، محمدخانی و زاهدی (2011) در پژوهشی در دانشگاه تبریز نشان دادند که 70 درصد دانشجویان دچار درجات مختلفی از اهمالکاری تحصیلی هستند.
اهمالکاری شامل دوسطح رفتاری و شناختی است. در سطح رفتاری، فرد بهطور کاملاً اختیاری تکلیف خود را در زمان مقرر انجام نمیدهد. اهمالکاری در سطح شناختی به صورت ناتوانی در تصمیمگیری بموقع است. پژوهشهای اولیه که در رابطه با اهمالکاری صورتگرفته، بیشتر بر سطح رفتاری آن متمرکز بوده است (شونبرگ[5]، 2005). از دیدگاه رفتارگرایان، رفتار اهمالکارانه براساس محیط و تجربههای پیشین فرد یاد گرفته میشود. از نظر روانشناسان شناختی، باورهای غیرمنطقی، رفتار اهمالکارانه را شکل میدهد؛ بویژه در دانشآموزانی که ارزش خود را تنها براساس تواناییشان درانجام تکالیف میسنجند. طبق نظریه روانکاوی، اضطراب موجب بروز اهمالکاری میشود. به محض تشخیص اضطراب توسط «خود»، مکانیزم دفاعی اجتناب فعال
میشود و در نتیجه تکالیف به اتمام نمیرسند؛ زیرا تهدیدی برای خود محسوب میشوند (سپهریان، 1390).
بر اساس تفاوتهای فردی، افراد بهگونهای متفاوت به اضطراب واکنش نشان میدهند. به عبارت دیگر، شیوههای مقابله افراد با موقعیتهای اضطرابزا متفاوت است. «مقابله» به فرایند مدیریت تقاضاهای بیرونی یا درونی که تواناییهای فرد دشوارتر است، گفته میشود (مسعودنیا، 1386). بهطورکلی، سبکهای مقابله با استرس[6]، که توسط لازاروس و فولکمن در سال 1984 معرفی شدهاند، تلاشهای شناختی و رفتاری است که فرد برای جلوگیری، مدیریت وکاهش تنیدگی انجام میدهد (پنلی وتوماکو[7]، 2002). اندلر و پارکر[8] (1990) سه نوع سبک مقابلهای مسألهمدار[9]، هیجانمدار[10] و اجتنابی[11] را معرفی کردهاند. راهبرد مقابلهای مسألهمدار، شیوههایی را توصیف میکند که براساس آن، فرد اعمالی را که باید برای از بین بردن تنیدگی انجام دهد، بررسی میکند. رفتارهای مسألهمدار شامل جستجوی اطلاعات بیشتر درباره مسأله، تغییر ساختار مسأله از نظر شناختی و تعیین اولویت، گامهای مورد نیاز برای حل مسأله است. راهبردهای مقابلهای هیجانمدار شیوههایی را توصیف میکند که براساس آن فرد بر خود متمرکز شده، تمام کوششهای او متوجه کاهش احساسات ناخوشایند است. واکنشهای مقابلهای هیجانمدار شامل گریهکردن، عصبی و ناراحت شدن، پرداختن به رفتارهای عیبجویانه، اشتغال ذهنی و خیالپردازی است. در نهایت، راهبردهای مقابلهای اجتنابی، مستلزم فعالیتها و تغییرات شناختی است که هدف آن اجتناب از موقعیت تنشزاست. رفتارهای مقابلهای اجتنابی ممکن است به شکل تمایل به جمع و افراد دیگر باشد (شکری،کدیور، دانشپور، 1386).
در زمینه رابطه بین سبکهای مقابله با استرس و اهمالکاری پژوهشهای اندکی یافت شد؛ برای مثال، کاندمیر[12] (2014) اهمالکاری تحصیلی را یکی از عوامل پیشبین سبکهای مقابلهای میداند. از طرفی، هالووی (2009) رابطه منفی بین سبک مقابلهای مسألهمدار و اهمالکاری تحصیلی و رابطه مثبت بین سبک مقابلهای هیجانمدار و اهمالکاری را گزارش داد. سپهریان (1391) از معنادار شدن رابطه منفی سبک مقابلهای مسألهمدار و اهمالکاری تحصیلی خبر داد. بجز عامل اضطراب، پژوهشگران در تحقیقات خود عوامل متعدد دیگری را در ارتباط با اهمالکاری شناسایی نمودهاند. برخی از این عوامل عبارتند از: ترس از شکست، تنفر از انجام وظایف (سولومون و راثبلوم[13]،1984)، ترس از ارزیابی منفی، عادات نادرست در مطالعه (فراری، 1992)، انتظار موفقیت قطعی (بایندر[14]،2000)، عقاید غیرمنطقی وکمالگرایی (فلت، بلنکشتاین، هویت، و کولدین[15]،1992). کمالگرایی مجموعهای از معیارهای بسیار بالا برای عملکرد است که با خود ارزیابیهای منفی، انتقادات و سرزنش خود همراه است (فراست، مارتن، لهارت، و روزن بلات[16]، 1990).
زمانی که فرد کمالگرا[17] در تلاش است کاری را بهنحو احسن انجام دهد، بهاندازهای نگران شکستها واشتباهات جزئی است که انجام کار را به تعویق میاندازد. نخستین بار هماچک[18] (1978؛ به نقل از: رنجبر نوشری،1391) در تعریف خود در چهارچوب یک مدل نظری، دو بعد کمالگرایی بهنجار[19] وکمالگرایی روانرنجورانه[20] را مطرح کرد. کمالگرایی بهنجار بهنحوی است که استانداردهای شخصی فرد در سطح بالا؛ ولی قابل دسترس است. گرایش به نظم و تعالی در امور، انگیزش برای رسیدن به پاداش مثبت و احساس رضایتمندی از عملکرد از ابعاد کمالگرایی بهنجار است (رنجبر،1391). در کمالگرایی روانرنجورانه، فرد با استاندارهای سطح بالا و غیرواقعبینانه، نگرانی مفرط درباره اشتباهات و نقایص شخصی، ادراک فشار زیاد از محیط برای کامل بودن، ادراک فاصله زیاد بین عملکرد شخصی و استانداردها و شک و تردید اجبارگونه در امور روبهروست. کمالگرایی روانرنجورانه با عاطفه منفی همبستگی مثبت دارد (هریس،پیر و مک[21]، 2008). گزارشهای جدیدی و همکاران (2001)، و شیخی، فتحآبادی و حیدری (1391) گویای وجود ارتباط معنادار بین اهمالکاری تحصیلی و کمالگرایی است.
پژوهشها مؤید آن است که اهمالکاری میتواند موجبات کاهش عملکرد تحصیلی فرد را فراهم سازد، افسردگی به بار آورد، و تجربیات هیجانهای منفی همچون شرم و احساس گناه پایدار در فرد ایجاد کند (میرزایی و غرایی بیرشک، 1392). همچنین، میتواند پیامدهای مهم و عینی مانند از دست رفتن فرصتها، درآمد و زمان را درپی داشته باشد (سپهریان، 1390). علیرغم پیامدهای منفی اهمالکاری و شیوع روزافزون این پدیده و با عنایت به پژوهشهای اندک در این مورد، شایسته است مطالعات بیشتری انجام شود. با توجه به پیشینه تحقیق، از میان عوامل متعددی که در تشدید اهمالکاری دخیل است، دو متغیر کمالگرایی و اضطراب (تنیدگی) نقش بسزایی دارند. درجستجوی محققان این پژوهش، تحقیقی که نقش دو بعد کمالگرایی بهنجار و روانرنجورانه را به تفکیک در تغییرات اهمالکاری بسنجد یافت نشد. همچنین، پژوهشی که رابطه سبکهای مقابلهای را بهطور مجزا با اهمالکاری نشان دهد، بسیار اندک است. با عنایت به این خلأ در پیشینه و اهمیت روزافزون موضوع، ضرورت انجام این پژوهش نمایان میشود. در این راستا، این پژوهش برآن است که نقش سبکهای مقابله با تنیدگی و ابعاد بهنجار و روانرنجورانه کمالگرایی را بهطور همزمان در پیشبینی اهمالکاری تحصیلی دانشجویانبررسی کند.
روش
این پژوهش با توجه به هدف از نوع بنیادی و با عنایت به عدم دخالت محقق در شکلگیری دادهها، یک طرح رابطهای است که در جامعه آماری دانشجویان کارشناسی دانشگاه اصفهان در نیمه دوم سال تحصیلی 92-93 انجام شد. به منظور تعیین حجم نمونه، مطالعهای مقدماتی روی 30 نفر از اعضای نمونه که بهطور در دسترس انتخاب شده بودند، انجام و ضریب همبستگی بین متغیرهای وابسته و مستقل محاسبه شد و در نهایت، با استفاده از فرمول محاسبه حجم نمونه بلاند[22] (2000) حجم نمونه 176 نفر برآورد گردید. در این پژوهش برای جلوگیری از ریزش احتمالی نمونه، از بین کلیه دانشجویان کارشناسی تعداد 200 دانشجو بهعنوان اعضای نمونه بهروش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند؛ به این صورت که از میان دانشکدهها، چهار دانشکده به تصادف انتخاب شدند و از هر دانشکده دو کلاس به تصادف انتخاب شد و پرسشنامهها بین دانشجویان داوطلب توزیع و190 پرسشنامه از دانشجویان تحویل گرفته شد. در نمونه پژوهش حاضر 72 % (136 نفر) از اعضای نمونه را زنان دانشجو و 28 % (54 نفر) آنها را مردان دانشجو تشکیل دادند. میانگین سنی افراد 88/21 با انحراف معیار 26/3 بود که 6/21 % (41 نفر)آنان را متأهلان و 4/78 % (149 نفر) آنها را افراد مجرد تشکیل میدادند. برای ورود دادهها و تحلیل اطلاعات از نرمافزار SPSS استفاده شد.
ابزار: در این پژوهش از سه ابزار استفاده شده که توضیحاتی درباره هرکدام ارائه میگردد:
1- پرسشنامه اهمالکاری تحصیلی نسخه دانشجو PASS[23]: به منظور سنجش اهمالکاری تحصیلی در این پژوهش از پرسشنامه 27 گویهای اهمالکاری تحصیلی ـ نسخه دانشجو (سولومون وراثبلوم، 1984) استفاده شد. این مقیاس، اهمالکاری را در سه حوزه آماده شدن برای امتحانات (سؤالهای 1-6) (مانند، هنگام مطالعه برای امتحان مرتباً رؤیاپردازی میکنم)، آمادهکردن تکالیف درسی (سؤالهای9-17) (مانند،همیشه تکالیفم را از جلسهای به جلسه دیگر به تعویق میاندازم) و آمادهکردن مقالات پایان نیمسال تحصیلی (سؤالهای20-25) (مانند، هنگامی که مجبور باشم مقاله یا کار تحقیقی را انجام دهم، مرتب آن را به تأخیر میاندازم) بررسی میکند. شایان ذکر است که سؤالهای (7-18-26) (مانند، وقتی آمادهشدن برای امتحان را به تعویق میاندازم، احساس بدی به من دست میدهد) احساس و عاطفه دانشآموزان را در خصوص اهمالکاری میسنجد و سؤالهای (8-19-27) (مانند، دوست دارم عادات تعلل کردن و امروز و فردا کردن در مورد امتحانات را در خودم تغییر دهم.) تمایل آنها را برای تغییر عادت اهمالکاری نشان میدهد. پاسخ سؤالهای پرسشنامه در مقیاس لیکرت از هرگز (نمره1) تا همیشه (نمره 5) است. در این مقیاس، سؤالها (2-4-6-11-13-15-16-21-23-25) به صورت معکوس نمرهگذاری میشوند. شیرزادی (1389) در بررسی خود ضریب پایایی آلفای کرونباخ این مقیاس را 91/0 گزارش داد. با توجه به اینکه
مؤلفههای احساس و عاطفه دانشآموزان و تمایل آنها برای تغییر اهمالکاری، میزان اهمالکاری فرد را مشخص نمیکند، اعتبار پرسشنامه با حذف این دو مؤلفه را نیز 87/0 گزارش کرده است. همچنین، ضریب پایایی آلفای کرونباخ این پرسشنامه با حذف دو مؤلفه 81/0 گزارش شده است (انصارالحسینی، 1391). در پژوهش حاضر نیز ضریب پایایی با استفاده از روش آلفای کرونباخ با حذف این دو مؤلفه 82/0 بهدست آمد. جوکار و دلاورپور (1386) روایی این پرسشنامه را بررسی کردند. نتایج تحلیل عاملی بهشیوه مؤلفههای اصلی با چرخش واریماکس، مؤید روایی سازه این مقیاس بوده است. مقدار ضریب KMO توسط این پژوهشگران 88/0 و ضریب کرویت بارتلت برابر با 38/2158 (001/0 p<) بوده است.
2- پرسشنامه سبکهای مقابله با موقعیتهای تنش زا[24](CISS): این پرسشنامه توسط اندلر و پارکر (1990) بهمنظور ارزیابی انواع سبکهای مقابلهای افراد در موقعیتهای تنشزا ساخته شد. تعداد سؤالهای آن پس از چند تجدیدنظر، از راه تحلیل عاملی به 48 سؤال کاهش یافت (فیضی، 1380). این پرسشنامه سه سبک اساسی رویارویی با تنیدگی را میسنجد. سبک مقابلهای مسألهمدار شامل سؤالهای 1-2-6-10-15-21-24-26-27-36-39-41-42-43-46-47 است (مانند، وقتم را به نحوه بهتری تنظیم میکنم). سؤالهای 5-7-8-13-14-16-17-19-22-25-28-30-33-34-38-45 مربوط به سبک مقابلهای هیجانمدار است (خود را بهخاطر وقتگذرانی و تأخیر در کار سرزنش میکنم) و در نهایت، سؤالهای 3-4-9-11-12-18-20-23-29-31-32-35-37-40-44-48 سبک مقابلهای اجتنابی (مانند: درباره اوقات خوشی که داشتهام، فکر میکنم) را میسنجند. پاسخ به هر سؤال براساس یک مقیاس 5 درجهای لیکرت از هرگز (1) تا همیشه (5) مشخص میشود و در نهایت، هر کدام از سبکها که نمره بالاتری دریافت کرده باشد سبک غالب وترجیحی فرد است. شکری، تقیلو، گراوند، پاییزی، مولایی، عبدالله پور و اکبری (1387) بهمنظور بررسی روایی همگرای پرسشنامه سبکهای مقابله با موقعیتهای تنشزا، رابطه معناداری بین روانرنجوری و برونگرایی با سبکهای مقابلهای (05/0 p<) مشاهده نمودند. اندلر (1990) ضریب پایایی را برای سبک مسألهمدار 90/0، برای سبک هیجانمدار 85/0 ، و برای سبک مقابلهای اجتنابی82/0 برآورد نمود. در پژوهش حاضر ضریب پایایی این مقیاس با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای سبک مسألهمدار 92/0، سبک هیجانمدار 88/0 و سبک اجتنابی 84/0 بهدست آمد.
3- مقیاس کمالگرایی: این پرسشنامه توسط هیل، هولزمن، فار، کیبر، مینسنت، کندی[25] (2004) ساخته شده است. در ایران، این مقیاس توسط جمشیدیان، دلاورپور، حقیقت و لطفیان (1388) به زبان فارسی ترجمه و اعتباریابی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ 80/0 و روایی سازه آن به روش تحلیل عاملی بررسی شده است. بررسی تحلیل عاملی گویای وجود 8 عامل (4 عامل مثبت و 4 عامل منفی) بوده است که مجموعاً 43 % از کل واریانس را تبیین کردهاند. پرسشنامه یادشده دارای دو بعد کمالگرایی بهنجار و کمالگرایی روانرنجورانه است که هر یک از این ابعاد دارای مؤلفههایی است. بعد بهنجار کمالگرایی شامل مؤلفههای هدفمندی، درنظرگرفتن معیارهای بالا برای دیگران، نظم و سازماندهی و کوشش برای عالی بودن است. بعد روان رنجورانه کمالگرایی ، دارای مؤلفههای ادراک فشار از سوی والدین، تمرکز بر اشتباهات، نیاز به تأیید و وسواس فکری است. سؤالهای 4-7-9-12-18-19-25-29-34-40-10-37-38-17-21-39-3-28-30-35 کمالگرایی بهنجار (مانند: برای خودم معیارهای عالی وسخت وضع میکنم) را میسنجد و سؤالهای1-2-6-8-14-22-23-24-31-33-36-13-20-27-5-11-26-16-15-32کمالگرایی روانرنجورانه (مانند: وقتی کاری را شروع میکنم، از احتمال شکست در آن نگرانم) را ارزیابی میکند.
هریک از سؤالها دارای 5 گزینه ازکاملا موافقم =4 تا کاملاً مخالفم= 0 است. روایی مقیاس کمالگرایی بهنجار و روانرنجورانه با محاسبه ضریب همبستگی بین زیر مقیاسهای کمالگرایی (بهنجار و روانرنجورانه) با زیر مقیاسهای پرسشنامه سلامت عمومی بررسی شده است. ضریب همبستگی بین زیرمقیاسهای کمالگرایی (بهنجار و روانرنجورانه) بهترتیب با نشانههای بدنی32/0 و33/0، با اضطراب و بیخوابی 41/0 و39/0، با اختلال در کارکرد اجتماعی54/0 و63/0، با افسردگی 58/0 و63/0 و با نمره کل پرسشنامه سلامت عمومی 46/0 و48/0 محاسبه شد (گلدبرگ،1972؛ به نقل از: بشارت، 1384). در پژوهش حاضر ضریب پایایی با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای بعد کمالگرایی بهنجار 85/0 و کمالگرایی روانرنجورانه 81/0 محاسبه شده است.
یافتهها
در جدول 1 شامل شاخصهای آماری و در جدول 2 همبستگی بین متغیرهای پژوهش ارائه شده است.
جدول 1: شاخصهای آماری متغیرهای پژوهش
|
متغیرها |
|
میانگین |
انحراف معیار |
|
متغیر ملاک |
اهمالکاری تحصیلی |
13/57 |
41/11 |
|
|
سبک مقابله مسألهمدار |
27/53 |
46/11 |
|
|
سبک مقابله هیجانی |
65/42 |
96/10 |
|
متغیرهای پیشبین |
سبک مقابله اجتنابی |
49/43 |
36/10 |
|
|
کمالگرایی بهنجار |
43/58 |
15/9 |
|
|
کمالگرایی روانرنجورانه |
31/48 |
34/9 |
جدول 2: ماتریس همبستگی متغیرهای پژوهش
|
|
اهمالکاری تحصیلی |
سبک مقابلهای مسالهمدار |
سبک مقابلهای هیجانی |
سبک مقابلهای اجتنابی |
کمالگرایی بهنجار |
کمالگرایی روانرنجورانه |
|
اهمالکاری تحصیلی |
1 |
**41/0- |
**25/0 |
06/0- |
**23/0- |
**19/0 |
|
سبک مقابلهای مسالهمدار |
|
1 |
04/0 |
**29/0 |
**39/0 |
05/0 |
|
سبک مقابلهای هیجانی |
|
|
1 |
**19/0 |
**34/0 |
**61/0 |
|
سبک مقابلهای اجتنابی |
|
|
|
1 |
14/0 |
11/0 |
|
کمالگرایی بهنجار |
|
|
|
|
1 |
**57/0 |
|
کمالگرایی روان رنجورانه |
|
|
|
|
|
1 |
01/0>p **
همانطورکه از مندرجات جدول 2 بر میآید، بجز سبک مقابلهای اجتنابی، دیگر سبکهای مقابلهای و ابعاد کمالگرایی با اهمالکاری تحصیلی رابطه دارند. شایان ذکر است که اهمالکاری تحصیلی بهعنوان متغیر ملاک، بیشترین میزان همبستگی را از بین کلیه متغیرهای پیشبین، با سبک مقابلهای مسألهمدار دارد. همانطورکه جدول 2 نشان میدهد، اهمالکاری تحصیلی رابطه منفی معناداری با کمالگرایی بهنجار (01/0>p ، 23/0- r =) و رابطه مثبت معناداری با کمالگرایی روانرنجورانه (01/0>p ، 19/0-r = ) دارد. از طرفی، اهمالکاری تحصیلی رابطه معکوس معنادار با سبک مسألهمداری (01/0>p، 41/0-r=) و رابطه مثبت معنادار با سبک مقابلهای هیجانی
(01/0>p ، 25/0r =) داشت.
بهمنظور بررسی سهم هر یک از سبکهای سهگانه مقابله و ابعاد دوگانه کمالگرایی در پیشبینی تغییرات اهمالکاری تحصیلی از آزمون رگرسیون خطی تکمتغیره چندگانه با روش گام بهگام[26] استفاده شد. برای بررسی همخطی چندگانه[27] بین متغیرهای پیشبین از دو شاخصVIF[28], Tolerance استفاده شد. همانطور که در جدول 3 مشخص شده است، این شاخصها نشان میدهند که مدل گزارش شده، مشکل همخطی ندارد. شاخص Tolerance بین 0 و 1 است و نشان میدهد که متغیرهای مستقل تا چه اندازهای رابطه خطی با یکدیگر دارند. اگر ضریب Tolerance به 1 نزدیکتر باشد، همخطی کمتر است و برعکس، هر چقدر عامل VIF از عدد 2 بزرگتر باشد، میزان همخطی بیشتر است. شاخص VIF از تقسیم عدد 1 بر مقدار تولرانس حاصل میشود (منصورفر، 1387). تحلیل رگرسیون گام بهگام برای آزمون پنج فرضیه انجام شد که خلاصه نتایج آن در جدول 4 نشان داده شده است. در واقع، چنین فرض شد که هر یک از متغیرهای کمالگرایی بهنجار، کمالگرایی روانرنجورانه، سبک مقابلهای مسألهمدار، سبک مقابلهای هیجانمدار، و سبک مقابلهای اجتنابی میتوانند اهمالکاری تحصیلی دانشجویان را پیشبینی کنند.
جدول 3 : خلاصه نتایج بررسی وجود همخطی چندگانه بین متغیرهای پیشبین بر اساس
شاخصهای VIF و TOLERANCE
|
|
سبک مقابلهای مسألهمدار |
سبک مقابلهای هیجانمدار |
کمالگرایی بهنجار |
کمالگرایی روانرنجورانه |
|
شاخصVIF |
23/1 |
57/1 |
83/1 |
17/2 |
|
شاخص TOLERANCE |
82/0 |
64/0 |
55/0 |
46/0 |
به منظور بررسی سهم هر یک از سبکهای سهگانه مقابله و ابعاد دوگانه کمالگرایی در پیشبینی تغییرات اهمالکاری تحصیلی از آزمون رگرسیون خطی تک متغیره چندگانه با روش گام بهگام استفاده شد. تحلیل رگرسیون گام بهگام برای آزمون پنج فرضیه انجام شد که خلاصه نتایج آن در جدول 4 نشان داده شده است. در واقع، چنین فرض شد که هر یک از متغیرهای کمالگرایی بهنجار، کمالگرایی روانرنجورانه، سبک مقابلهای مسألهمدار، سبک مقابلهای هیجانمدار و سبک مقابلهای اجتنابی میتوانند اهمالکاری تحصیلی دانشجویان را پیشبینی کنند.
جدول 4 : خلاصه نتایج تحلیل رگرسیون گام بهگام برای پیشبینی اهمالکاری تحصیلی بر اساس سبکهای مقابلهای و ابعاد کمالگرایی
|
متغیر ملاک |
متغیر پیشبین |
R |
R2 |
∆R2 |
F |
Sig |
Beta |
t |
p |
|
|
سبک مقابله مسألهمدار |
|
|
39/0 |
|
|
28/0- |
20/4- |
001/0 |
|
اهمالکاری تحصیلی |
سبک مقابله هیجانمدار |
33/0 |
58/0 |
10/0 |
83/8 |
003/0 |
27/0 |
61/3 |
001/0 |
|
|
کمالگرایی بهنجار |
|
|
06/0 |
|
|
39/0- |
85/4- |
001/0 |
|
|
کمالگرایی روانرنجورانه |
|
|
03/0 |
|
|
26/0 |
97/2 |
003/0 |
همانطورکه در جدول 4 نشان داده شده، با توجه به مقدار مجذور ضریب همبستگی چندگانه و ضریب تعیین به دست آمده ( 58/0R2 =) مشاهده میشود که سبکهای مقابلهای مسألهمدار و هیجانمدار و ابعاد کمالگرایی توانستهاند در مجموع 58 درصد از اهمالکاری تحصیلی دانشجویان را پیشبینی کنند. به عبارتی، فرضیههای مربوط به نقش سبک مقابلهای مسألهمدار، سبک مقابلهای هیجانمدار، کمالگرایی بهنجار و کمالگرایی روانرنجورانه تأیید شد. بر مبنای تحلیل رگرسیون گام بهگام، سبک مقابلهای اجتنابی نتوانسته است اهمالکاری تحصیلی را پیشبینی کند و فرضیه مربوط به نقش آن در پیشبینی اهمالکاری تأیید نمیشود. سبک مقابلهای مسألهمدار 39% از واریانس اهمالکاری تحصیلی را تبیین میکند. سبک مقابلهای هیجانمدار توانستهاست 10% قدرت پیشبینی را بالا ببرد. کمالگرایی بهنجار به اندازه 6% توانایی پیشبینیکنندگی را بالا برده و در نهایت، کمالگرایی روانرنجورانه قدرت پیشبینی را 3 % افزایش دادهاست و به طور کلی، همه متغیرهای پیشبین توانستهاند 58 % از واریانس اهمالکاری را تبیین کنند.
بحث و نتیجهگیری
این پژوهش، با هدف بررسی نقش سبکهای مقابله با تنیدگی و ابعاد کمالگرایی در پیشبینی اهمالکاری تحصیلی انجام شد. بهطورکلی، این پژوهش نشان داد که سبک مقابلهای مسألهمدار ، سبک مقابلهای هیجانمدار ، کمالگرایی بهنجار و کمالگرایی روانرنجورانه، بهترتیب دارای بیشترین قدرت پیشبینی اهمالکاری تحصیلی بودند. نگاهی به نتایج تحلیلها نشان میدهد که سبکهای مقابله با تنیدگی توانستند پیش از ابعاد کمالگرایی ، اهمالکاری تحصیلی را پیشبینی کنند. در تبیین این یافته میتوان به تعریف سبکهای مقابلهای رجوع کرد. راهبردهای مقابله با اضطراب بهعنوان مجموعهای از پاسخهای رفتاری و شناختی تعریف شده که با هدف بهحداقل رساندن فشارهای یک موقعیت اضطراب زا عمل میکند. شیخی و همکاران (1391) در بررسی خود اضطراب را به عنوان متغیری که بیشترین سهم را در پیشبینی اهمالکاری دارد، معرفی کردهاند. فرد اهمالکار که دچار اضطراب است(سپهریان، 1390)، تکالیف درسی را به عنوان موقعیتی
اضطرابزا تعبیر و تفسیر میکند و برای کاهش این اضطراب، یکی از سبکهای مقابله را
برمیگزیند.
نتایج این پژوهش نشان داد که سبک مقابلهای مسألهمدار میتواند به طور معکوس اهمالکاری تحصیلی را پیشبینینماید. این یافته با یافته رام[29] (2005)، کاندمیر، ایلهان، اوزپولات، و پالانسی[30] (2014)، ایساو و همکاران (2004) و سپهریان (1391) همسوست. در این زمینه میتوان به پژوهش الکساندر و آنوگبوزیه (2007) اشاره کرد که بالا بودن خودکارآمدی را با اهمالکاری پایین مرتبط میداند. از جانب دیگر، اندلر، اسپیر، جانسون وفلت[31] (2001) و مسعود نیا (1386) بالا بودن خودکارآمدی را با گرایش به سبک مسألهمداری مرتبط دانستهاند. به عبارت دیگر، محتمل است که هر چه افراد خودکارآمدی بالاتری داشته باشند، بیشتر مایل به استفاده از راهبردهای مسألهمداری در عملکرد خود هستند و عملکرد اهمالکارانه کمتری از خود نشان دهد. از طرف دیگر، ویژگیهای شخصیتی میتواند در تبیین رابطه معکوس سبک مسألهمداری و اهمالکاری تحصیلی نقش داشته باشد. اهمالکاری متغیری است که مطابق با نظر فیستر[32] (2002) مرتبط با روانرنجوری است. از طرفی، افرادی که گرایشات روانرنجورانه دارند، در مواجهه با موقعیتهای تنشزا، مایل به استفاده از راهبردهای مسألهمدار نیستند (جعفرنژاد وهمکاران، 1383). این افراد با توجه به اینکه احتمالاً بیشتر از سایرین، مستعد دریافت احساسات وهیجانات ناخوشایند هستند بیشتر درگیر تأخیر و تعلل در کارها به خصوص در انجام تکالیف درسیشان میباشند.
یکی دیگر از یافتههای این پژوهش آن بود که افزایش سبک مقابلهای هیجانمدار میتواند افزایش اهمالکاری تحصیلی را پیشبینی کند. این یافته همسو با یافتهی سپهریان (1391) و مینجینگ و زینگوا، گانلان[33] (2015) است. خسروی وآقاجانی (1382) در پژوهش خود وجود رابطه بین نشانگان اضطرابی و سبکهای مقابلهای هیجانمدار را گزارش داد. از جانب دیگر تحقیقات حاکی از آن است که اضطراب یک پیشبین قوی برای بروز اهمالکاری است (شیخی و همکاران، 1391؛ واحدی، فرخی، قهرمانی، و عیسی زادگان، 2012؛ و هاشمی رزینی، 1389). بهعبارت سادهتر میتوان گفت چون اهمالکاری با اضطراب رابطه دارد و افراد مضطرب نیز بیشتر تمایل به استفاده از سبک مقابلهای هیجانمدار دارند، بنابراین، سبک مقابلهای هیجانمدار نیز با اهمالکاری رابطه مستقیم دارد. از سویی دیگر، میتوان به نظریه محدودیت شناختی انسان (به نقل از: شکری و همکاران، 1386) اشاره کرد. انجام درست تکالیف شناختی به داشتن ظرفیت شناختی مشخصی نیاز دارد. از آنجا که افراد دارای سبک مقابلهای هیجانمدار دچار درجات بالایی از اضطراب هستند (خسروی، 1382)، بهاحتمال زیاد ظرفیت شناختی آنها بیش از دیگران صرف پذیرش و کنترل این اضطراب میشود و در نهایت، ظرفیت شناختی باقیمانده برای بموقع تحویل دادن تکلیف کافی نیست و دچار درجاتی از اهمالکاری تحصیلی میشوند.
این پژوهش نشان داد سبک مقابلهای اجتنابی نقشی در پیشبینی اهمالکاری تحصیلی نداشت. این یافته با یافته سپهریان (1391) همسو و با یافته کاندمیر و همکاران (2014) ناهمسو بود. در تبیین این یافته میتوان به دیدگاه لازاروس (1993) اشاره کرد. از نظر او، مقابلهای که افراد در برابر اضطرابها از خود نشان میدهند، دو کارکرد مهم دارد: نخستین کارکرد، تنظیم هیجانهای ناگوار و درماندهکننده است و دومین کارکرد، کنشی برای تغییر و بهبود مسألهای است که موجب ناراحتی شده است. بر پایه این دو کارکرد، تنها به دو دسته از راهبردهای کلی مقابله اشاره شده که شامل مقابله مبتنی بر حل مسأله و مقابله مبتنی بر هیجان است. در راستای تعریف لازاروس (1993) در اکثر تعاریفی که از سبکهای مقابله با تنیدگی ارائه شده، این دو دسته کلی مد نظر بوده است (خسروی و آقاجانی، 1382)؛ در صورتی که در تعاریف معدودی، همچون تعریف اندلر و پارکر(1990) سبک سومی به نام سبک مقابلهای اجتنابی لحاظ شده است. محتمل است که راهبرد مقابلهای اجتنابی که شامل اجتناب و پرهیز از موقعیت تنشزاست، بهنوعی در نتایج رفتاری استفاده از سبک مقابلهای هیجانمدار بگنجد.
همچنین، این پژوهش نشان داد که کمالگرایی بهنجار، افزایش اهمالکاری تحصیلی و کمالگرایی روانرنجورانه، کاهش اهمالکاری را پیشبینی میکند. این پژوهش جزو معدود پژوهشهایی است که رابطه ابعاد دوگانه کمالگرایی را به تفکیک با اهمالکاری تحصیلی سنجید و نگاه تکبعدی و صرفاً منفی به کمالگرایی نداشت. اکثر مطالعات، نگاهی آسیبشناسانه به کمالگرایی داشتهاند و کمالگرایی را بهعنوان مشخصهای منفی که موجب تشدید اهمالکاری میشود، در نظرگرفتهاند؛ در صورتی که در مطالعه حاضر، همچون مطالعه آشبی، سلانی، نوبل، نیلکا، و رایس[34] (2012) کمالگرایی بهنجار و روانرنجورانه از یکدیگر تفکیک شدهاند. یافتههای این بخش نشان داد که کمالگرایی بهنجار درکاهش اهمالکاری تحصیلی نقش دارد. این یافته با نتیجه پژوهش شاطریان محمدی، فرقدانی و شاه محمدی (2012) و تمنایی، صدیق ارفعی و مقدسین (1391) همسو بود. همچنین، با یافته کاپان و همکاران (2010) و جدیدی وهمکاران (2011) همسوست که در مطالعه خود بین یکی از ابعاد کمالگرایی بهنجار به نام «گرایش به نظم وسازمان دهی» و اهمالکاری تحصیلی رابطهای منفی و معنیدار را گزارش نمودند. محتمل است که نقش کمالگرایی بهنجار در کاهش اهمالکاری تحصیلی، ناشی از ویژگیهای بارز افرادی باشد که کمالگرایی بهنجار دارند؛ ویژگیهایی، مانند: هدفمندی، وضع معیارهای سطح بالا، گرایش به نظم و سازماندهی در امور و کوشش برای عالی بودن. ویژگی هدفمند بودن آنها باعث میشود در اکثر برنامههایشان؛ بویژه امور تحصیلی خود برنامهریزی داشته باشند. همچنین، در تصمیمگیریها تأمل کنند و از تکانشی بودن بپرهیزند. ویژگی وضع معیارهای سطح بالا به آنان کمک میکند تا همواره برای عالی بودن کوشش کنند و سازماندهی، آنها را وادار میکند تا همواره به منظمبودن گرایش داشته باشند. همه این ویژگیها به فرد کمک میکند تا برای شکوفایی استعدادهای بالقوه خود؛ بخصوص در زمینه امور تحصیلی مشتاقانه تلاش کنند.
یافتهها در رابطه با بعد دوم کمالگرایی نشان داد که کمالگرایی روانرنجورانه افزایش
اهمالکاری تحصیلی را پیش بینی میکند. این یافته با پژوهش تمنایی و همکاران (1391) همسو بود و در راستای اعتقادی است که هورنای در رابطه با کمالگرایان داشت. به زعم هورنای وقتی یک فرد کمالگرا به کاری میاندیشد، ناخودآگاه به خود القا میکند که تکلیف بسیار سختی در پیش دارد و برای انجام درست آن به زمان بیشتری نیاز است. توجه بیش از حدّ او به کیفیت انجام تکلیف، فوریت را کمرنگ میسازد و انجام تکلیف به تعویق میافتد؛ به امید آنکه در زمانی مناسبتر، تکلیف با کیفیت بهتر انجام شود (شولتز، 1391). علاوه بر این، فرد کمالگرا همیشه خود را در معرض اشتباه میبیند؛ زیرا میترسد مبادا با آن اشتباه، توانمندیاش زیر سؤال رود. در همین راستا، الیس و نال (1382) نیز به وجود عقاید غیرمنطقی هم در افراد کمالگرا و هم در اهمالکاران اشاره میکنند. این اعتقادات غیرمنطقی که با مجموعهای از معیارهای سطح بالا تلفیق شده، فشاری را به فرد تحمیل میکند که به بروز اهمالکاری منجر میشود. از جانب دیگر، افرادی که از لحاظ کمالگرایی روانرنجور هستند، از جانب والدین خود تحت فشار بیشتری هستند، نسبت به انتقاد حساسیت بیش از حد نشان میدهند، بیش از دیگران بر اشتباهات هرچند جزئی خود تمرکز دارند، به تأیید مداوم دیگران نیاز دارند و به سمت وسواس فکری گرایش دارند (جدیدی و همکاران، 2011) و این ویژگیها فرد را به سمت اهمالکاری سوق میدهد.
از جمله محدودیتهای این پژوهش میتوان به استفاده از ابزاهای خودگزارشی برای جمعآوری اطلاعات اشاره کرد. این گونه ابزارها ممکن است شرکتکنندگان را به ارائه مطالب سوداری در مورد خود ترغیب کند که در جهت دریافت تأیید اجتماعی است. در همین راستا، پیشنهاد میشود از ابزارهای دیگری همچون مصاحبه یا مشاهده رفتار برای گردآوری اطلاعات استفاده شود. انتخاب کلیه آزمودنیها از بین دانشجویان مقطع کارشناسی را نیز میتوان بهعنوان محدودیت دیگر این پژوهش نام برد. پیشنهاد میشود در پژوهشهای آینده بررسی رابطه متغیرهای پژوهش حاضر به تفکیک در مقاطع تحصیلی دیگر نیز انجام شود تا امکان مقایسه نتایج بین مقاطع مختلف تحصیلی فراهم گردد. وجود محدودیتها ما را ملزم میسازد تا در تعمیم نتایج به جوامع دیگر، جوانب احتیاط را رعایت کنیم. یافتههای این پژوهش میتواند مبنایی برای پژوهشهای کاربردی در جهت مداخله در زمینه آموزش سبک مقابلهای مسألهمدار و کمالگرایی بهنجار بهمنظور بررسی تأثیر آنها بر کاهش اهمالکاری تحصیلی باشد. درنهایت، از کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه اصفهان که داوطلبانه ما را در تکمیل پرسشنامهها یاری نمودند، سپاسگزاری میکنیم.
[1]- procrastination
[2]- Eliss & knall
[3]- Steel
[4]- academic procrastination
[5]- Schouwenburg
[6]- coping styles with stress
[7]- penly &Tomaka
[8]- Endler & parker
[9]- Problem- focused coping
[10]- emption-focused coping
[11] -avoidance coping
[12]- Kandemir
[13]- Solomon & Rothblum
[14]- Binder
[15]- Flett, Blankstein, Hewitt, & Koldin
[16]- Frost, Marten, Lahrat, & Rosenblate
[17]- Perfectionism
[18]- Hamachek
[19]- normal perfectionism
[20]- neuroticism perfectionism
[21]- Harris, Pepper ,Maack
[22]- Bland
[23]-Procrastination Assessment Scale-student
[24]- copping inventory for stressful situation
[25]- Hill, Huelsman, Furr , Kiber, Vicente & Kennedy
[26]- univariate Multiple linear regression
[27]- multicollinearity
[28] - variance inflation factors
[29]- Ram
[30]- Kandemir, ilhan, ozpolat & palanci
[31]- Endler , Speer, Jahnson & Flett
[32]- Pfister
[33]- Mingjin, Xinguo & Ganlan
[34]- Ashby, Slaney, Noble, Gnilka & Rice